مراد على شمس
614
با علامه در الميزان ( فارسى )
همان رحمت شامله است قرار مىگيرد . از اينجا معلوم مىشود كه سعه و ضيق و عموميت و خصوصيتى كه در ميان اسماء هست به آن ترتيبى است كه در ميان آثار موجود از آن اسماء در عالم ما هست ، بعضى از آثار خاص است ، بعضىها عام ؛ اين عام و خاص بودن آثار نيز از ناحيهء عام و خاص بودن حقايقى است كه آثار مذكور كشف از آن مىكند ، و كيفيت نسبتهايى كه آن حقايق با يكديگر دارند را نسبتهاى ميان مفاهيم كشف مىكند ، پس علم نسبت به حيات اسم خاص و نسبت به شنوائى ، بينائى ، شهيد ، لطيف و خبير بودن اسمى است عام و همچنين رازق اسم خاص است به رحمان ، و نسبت به شافى ، ناصر و هادى اسمى است عام و . . . بنابراين ، براى اسماء حسنى عرضى است عريض كه از پايين منتهى مىشود به يك و يا چند اسم خاص كه در پايين آن ديگر اسم خاصى نيست ، و از طرف بالا شروع مىكند به وسعت و عموميت و بدينطريق بالاى هر اسمى اسم ديگرى است از آن وسيعتر و عمومىتر تا آنكه منتهى شود به بزرگترين اسماء خداى تعالى كه به تنهايى تمامى حقايق اسماء را شامل است ، و حقايق مختلف همگى در تحت آن قرار داد ، و آن اسمى است كه غالبا آن را « اسم اعظم » مىناميم . و معلوم است كه اسم هرقدر عمومىتر باشد آثارش در عالم وسيعتر و بركات نازله از ناحيهاش بزرگتر و تمام است ؛ براى اينكه گفتيم آثار ، همه از اسماء است ، پس عموميت و خصوصيتى كه در اسماء است به عينه در مقابلش در آثارش هست ، بنابراين ، اسم اعظم آن اسمى خواهد بود كه تمامى